ما برای ارائه بهترین خدمات به بیماران تلاش میکنیم

مراقب همیشه همراه شما

دسته بندی ها

شناخت چیست؟

شناخت مجموعه‌­ای است از کارکردهای پیشرفته و عالی‌­رتبه‌­ی مغزی که انسان را از غیر انسان متمایز می­کند. بواسطه توانمندیهای شناختی است که میتوانیم فکر کنیم، یاد بگیریم، به خاطر بسپاریم، با دیگران از طریق صحبت کردن، نوشتن و خواندن ارتباط برقرار کنیم، آشپزی کنیم، رانندگی کنیم، امور مالی را انجام دهیم، قدرت قضاوت داشته باشیم، مسائل را حل کنیم، برنامه­‌ریزی کنیم، تمرکز و توجه داشته باشیم و غیره. این کارکردها در مجموع رفتار ما را تشکیل داده و به ما شخصیت می­‌بخشند.

شناخت از چه اجزائی تشکیل شده است؟

شناخت از چندین قسمت تشکیل شده است:

  • حافظه، مانند به خاطر آوردن زمان ویزیت یا مهمانی، اینکه وسایل خود را کجا گذاشته­ام، دیگران چه مطلبی را برایمان تعریف کرده­اند، فلان کتاب یا فیلم راجع به چه موضوعی بوده است،
  • یادگیری مطالب جدید، مانند یادگیری کار با موبایل و اپلیکیشن‌های آن،
  • زبان، شامل توانایی روان صحبت کردن، درک مفاهیم، در حین صحبت کلمه‌­ها را به­‌سهولت به خاطر آوردن، نوشتن و خواندن،
  • توانایی دیداری-فضایی، مانند پیدا کردن آدرس یا به درستی وسیله‌­ای را از روی میز برداشتن،
  • قدرت تفکر و استدلال،
  • احساسات،
  • تسلط بر زمان و مکان، دانستن ساعت شبانه روز، روز هفته، ماه و سال، دانستن اینکه در چه خانه‌­ای است، کدام شهر و کدام کشور.
  • و طیف گسترده­ای از کارکردهای شناختی شامل:
    • قدرت قضاوت،
    • قدرت حل مسئله،
    • تمرکز،
    • حساب کتاب کردن، مانند توانایی حساب کردن جمع یا باقیمانده مبلغ خرید، توانایی کار کردن با اعداد و ارقام در بانک،
    • برنامه ریزی کردن، مانند برنامه یک مهمانی را ترتیب دادن و انجام کارهای مربوط به آن، برنامه یک سفر را چیدن، پخت غذا را به درستی و مرحله به مرحله انجام دادن،
    • تصمیم­‌گیری،
    • مدیریت کردن امور،
    • کنترل بر اعمال و افکار خود،
    • توجه،
    • تفکر انتزاعی، مانند درک مفهوم اشعار، حکایات و ضرب­المثلها.

اختلال شناختی چیست و انواع آن کدامند؟

به اختلال در هر کدام از اجزای شناخت، اختلال شناختی گفته می­شود. اختلال شناختی از مراحل خفیف شروع شده و چنانچه برگشت‌­ناپذیر باشد به سمت مراحل پیشرفته حرکت می­کند.

به مرحله اول از اختلالات شناختی، اختلال شناختی سابجکتیو یا SCI گفته می­شود. در این حالت تنها خود فرد متوجه اختلالاتی در شناخت و عملکرد خود می­شود ولی شدت این اختلالات به اندازه­ای نیست که اطرافیان نزدیک شامل خانواده و همکاران در محیط کار متوجه آنها شوند. فرد تمامی کارهای خود  و همچنین کارهای پیچیده را به تنهایی و بدون کمک گرفتن از دیگران می­تواند انجام دهد.

با پیشرفت سیر بیماری فرد وارد مرحله دوم از اختلالات شناختی می­شود که اختلال شناختی خفیف یا MCI نام دارد. در این مرحله نه تنها خود فرد بلکه اطرافیان نزدیک نیز متوجه برخی از این تغییرات در توانمندیهای شناختی فرد خواهند شد. در این مرحله چنانچه فرد جهت بررسی به سیستم درمانی مربوطه مراجعه کند طی یک ارزیابی مفصل و با دقت بالا این اختلالات مشخص خواهند شد. در این حالت فرد همچنان استقلال خود در انجام کارها را حفظ کرده ولی در انجام کارهای پیچیده با کمی کندی و مشکل مواجه می­شود. در این مرحله بسته به اینکه اختلالات در اثر کدام بیماری ایجاد شده باشد 40% از موارد شانس برگشت به مرحله قبل را دارند ولی 60% باقیمانده وارد مرحله بعد خواهند شد.

با ورود به مرحله سوم اختلال شناختی شدیدتر می­شود طوری‌ که فرد دیگر توانایی انجام امور روزانه خود به طور مستقل را ندارد و بایستی برای انجام کارهای خود و بخصوص کارهای پیچیده از دیگران کمک بگیرد. از این پس به جای کلمه "اختلال" نام "دمانس یا زوال مغز" به کار برده شده و به فرد مراجعه کننده "بیمار" اطلاق می­شود. در این مرحله علائم بارزتر شده، اطرافیان بیش از پیش متوجه افت عملکردی و رفتاری بیمار می­شوند و روشهای ارزیابی پزشکی واضح­‌تر از قبل و با سهولت بیشتری قادر به تشخیص و تایید این علائم می­باشند. این مرحله برگشت‌­ناپذیر است و بسته به اینکه افراد چگونه از خود مراقبت کنند بیماری به سمت مراحل پیشرفته­تر حرکت می­کند.

اختلالات شناختی در کارهای روزمره مثل چی؟

فرد سوالات تکراری بپرسد، یک حرف را چندین مرتبه تکرار کند، وسایل شخصی را در جای اشتباه بگذارد و جای آنها رابه یاد نیاورد، قرار ملاقات یا زمان مهمانی را فراموش کند، مسیری را که همیشه میشناخته گم کند یا با مکث به خاطر بیاورد، قدرت واکنش و عکس ­العمل فرد مثلا در رانندگی کاهش پیدا کرده باشد، در حین صحبت کردن به روانی گذشته نتواند کلمات را به یاد بیاورد، نتواند کارهایی را که کمی با پیچیدگی همراه می­شوند انجام دهد، قدرت قضاوت وی ضعیف شده باشد، نتواند خطرات را متوجه شود، در مدیریت امور مالی خود مشکل پیدا کرده باشد، نتواند مانند گذشته به تنهایی خرید برود، از شرکت در مناسبات اجتماعی اجتناب کند، قدرت تصمیم­گیری وی کم شده باشد، نتواند یک برنامه­ مانند آشپزی را کامل و مرحله به مرحله انجام دهد، نتواند کارهای پیچیده را برنامه‌­ریزی کند، افراد آشنا را نشناسد، در شناسایی وسایل و استفاده کردن از آنها مشکل پیدا کرده باشد، به زمان و مکان تسلط نداشته باشد و ... .

اختلال شناختی تا کدام مرحله برگشت‌پذیر است؟

تا قبل از اینکه فرد دچار دمانس یا زوال عقل شده باشد شانس برگشت وجود دارد. این نسبت اینگونه است که 40% از موارد MCI برگشت­‌پذیرند ولی 60% باقیمانده به سمت مراحل شدیدتر پیشروی کرده و از این پس فرد دچار دمانس می­شود که برگشت­‌ناپذیر است.

دمانس یا زوال مغز چیست؟

هرگاه اختلال شناختی به اندازه­ای برسد که فرد دیگر نتواند کارهای خود را به طور مستقل و بدون کمک گرفتن از دیگران انجام دهد و در نتیجه باعث شود که عملکرد وی در انجام کارهای روزمره و محل کار نسبت به گذشته افت واضح پیدا کرده باشد می­گوییم فرد بیمار است و دچار دمانس یا زوال مغز شده است که دیگر برگشت­‌پذیر نمی­باشد.

توجه داشته باشید برای این که برای شخصی تشخیص دمانس گذاشته شود یا به عبارت دیگر بگوییم بیمار شده است، حتما باید شناخت و رفتار او نسبت به گذشته تغییر کرده باشد و نتوان وضعیت موجود را به بیماری دیگری مانند بیماریهای اعصاب و روان  نسبت داد. همچنین نه تنها خود بیمار و/یا همراه وی باید شکایت داشته باشند بلکه پزشک نیز می­بایست وجود اختلال شناختی را تایید کند و از همه مهمتر این که استقلال فرد به طور چشمگیری در انجام امور شخصی و محل کار با مشکل مواجه شده باشد.

فرق دمانس و بیماری چیست؟

دمانس به مجموعه علائم و اختلالات شناختی گفته می­شود که در انجام امور روزمره فرد تداخل ایجاد می­کنند. دمانس یک بیماری خاص نیست بلکه بیماریهای متعددی می­توانند دمانس ایجاد کنند.

چه بیماری‌هایی دمانس را تقلید می‌کنند یا به عبارت دیگر اختلالات شناختی‌برگشت‌پذیر ایجاد می‌کنند؟

برخی بیماریها علائمی شبیه به دمانس ایجاد می­کنند که با برطرف کردن آن موارد علائم نیز کاهش یافته یا از بین می­روند. این بیماریها شامل موارد زیر میباشند:

واکنش به یک دارو یا تداخل چند دارو با یکدیگر؛ کمبودهای تغذیه‌­ای مانند ننوشیدن آب به میزان کافی، کمبود تیامین یا همان ویتامین B1 که در افراد الکلی و مبتلایان به دیابت و اختلالات جذب دیده می­شود، کمبود ویتامین B12، اسید فولیک، ویتامین E و مس؛ عفونتها و التهاب؛ بیماریهای متابولیک مانند کاهش قند خون، مشکلات غده تیروئید، مقادیر بسیار کم سدیم یا کلسیم؛ خونریزیهای داخل جمجمه از نوع هماتوم ساب­دورال که معمولا به دنبال افتادن در افراد مسن ایجاد میشوند؛ مسمومیت با فلزات سنگین مانند سرب، یا سموم مانند حشره­‌کش‌ها یا مسمومیت با الکل، مسمومیت با مونواکسید کربن؛ تومورهای مغزی، هیدروسفالی با فشار نرمال و کاهش اکسیژن‌­رسانی به مغز در اثر آسم یا آپنه خواب یا حملات قلبی.

 

چه بیماریهایی دمانس ایجاد می‌کنند یا به بیان دیگر اختلالات شناختی برگشت‌ناپذیر ایجاد می‌کنند؟

بیماریهایی که باعث تخریب و ازبین رفتن سلولهای مغزی یا به بیان دیگر نورودژنراسیون می­شوند باعث ایجاد اختلالات شناختی برگشت­‌ناپذیر یا دمانس می­شوند؛ شامل:

  • بیماری آلزایمر،
  • دمانس در اثر اجسام لوی بادی،
  • دمانس در اثر بیماری پارکینسون،
  • مالتیپل سیستم آتروفی،
  • دژنراسیون کورتیکو بازال،
  • فلج سوپرانوکلئار پیشرونده،
  • نوع رفتاری دمانس فرونتو تمپورال،
  • نوع غیر روان آفازی اولیه پیشرونده،
  • نوع سمانتیک آفازی اولیه پیشرونده،
  • نوع لوگوپنیک آفازی اولیه پیشرونده،
  • دمانس عروقی،
  • انسفالوپاتی مزمن تروماتیک،
  • آتروفی قشری پس­سری،
  • و ترکیبی از برخی از موارد ذکر شده.

شایعترین بیماری ایجاد کننده دمانس کدام است؟

شایعترین بیماری بوجود آورنده دمانس در سنین بالای 65 سال بیماری آلزایمر و در سنین زیر 65 نوع رفتاری بیماری فرونتوتمپورال می­باشد.

بیماری آلزایمر چیست؟

بیماری آلزایمر شایعترین فرم از انواع دمانس می­باشد. دو پروتئین به نامهای آمیلوئید و تاو مسئول این بیماری هستند. فرم غیر طبیعی این پروتئین‌ها در مغز رسوب کرده و باعث تخریب و از بین رفتن سلولهای مغزی میشوند که به این پدیده نورودژنراسیون گفته می­شود. مهمترین عاملی که یک فرد را مستعد ابتلا به بیماری آلزایمر میکند افزایش سن می­باشد. به موازات اینکه جمعیت جهان به سوی پیرشدن است، تعداد مبتلایان به آلزایمر نیز در حال افزایش می­باشد. فرم تیپیکال این بیماری از هیپوکامپ مغز که مرکز اصلی حافظه کوتاه-مدت است شروع می­شود. بنابراین رایج‌ترین علامتی که بیماران برای آن به کلینیک مراجعه می­کنند اختلالات حافظه می­باشد.

آیا بیماری آلزایمر یک بیماری ارثی است؟

بیماری آلزایمر در 90% موارد ارثی نمی­باشد. این بیماری معمولا در بالای سن 65 سال خود را نشان می­دهد و نوع "دیررس" بیماری طبقه بندی می­شود. 10% باقیمانده ارثی هستند و تقریبا همیشه بیش از یک مورد ابتلا در خانواده دیده می­شود. این نوع که بسیار کمتر شیوع دارد قبل از 65 سالگی بروز می­کند و بنابراین نوع "زودرس" بیماری را تشکیل می­دهد.

چه علائم رفتاری‌ای به موازات دمانس ایجاد می‌شوند؟

بالا یا پایین رفتن خلق مثل بیقراری، پرخاشگری، بی­تفاوتی، از دست دادن انگیزه، افسردگی، اضطراب، کناره­‌گیری از مناسبات اجتماعی، کاهش علاقه به انجام دادن فعالیت‌های گذشته، کاهش قدرت درک کردن دیگران، وسواس، رفتارهایی که از نظر اجتماعی مناسب نیستند، توهم، بدبینی و هذیان.

من دچار فراموشی شده­ام، آیا مبتلا به دمانس یا زوال مغز هستم؟

برای اینکه بتوانیم فراموشی را دمانس در نظر بگیریم موارد زیر بایستی وجود داشته باشند: حافظه فرد نسبت به گذشته تغییر کرده باشد؛ این فراموشی را نتوانیم به بیماری‌های دیگر نسبت دهیم؛ در کارکرد روزانه فرد اختلال ایجاد کرده باشد به طوریکه علاوه بر خود شخص بیمار و نزدیکان وی، پزشک نیز وجود این علائم را تایید کند و از همه مهمتر اینکه در انجام کارهای روزانه و کارهای پیچیده به دیگران وابسته شده باشد و به تنهایی از پس آنها برنیاید.

من همیشه و از دوران کودکی حافظه‌ی ضعیفی داشته‌ام، آیا مبتلا به اختلال شناختی هستم؟

لازم به ذکر است که هر گاه تغییری در کارکردهای شناختی فرد ایجاد شود می­گوییم فرد به اختلال شناختی مبتلا شده است، و چنانچه کسی از سنین کودکی به طور مثال حافظه‌­اش ضعیف بوده باشد وی مبتلا به اختلال شناختی نمی­باشد.

من چگونه می‌توانم شناخت خود را بهبود بخشم یا از اختلالات شناختی پیشگیری کنم؟

ما می­توانیم از دو راه یکی با کم کردن ریسک فاکتورهایی که ما را مستعد ابتلا به اختلالات شناختی می­کنند و دیگری با تقویت عواملی که ما را در مقابل این اختلالات محافظت می­کنند شناخت خود را ارتقا دهیم. ریسک فاکتورها شامل شاخص توده بدنی بالا، سیگار کشیدن، وجود بیماری‌های زمینه‌­ای مانند دیابت، فشارخون بالا، چربی خون بالا، سطح پایین ویتامین B12 و اسید فولیک، فعالیت بدنی کم، شرکت نکردن در اجتماع و فعالیت‌های اجتماعی وغیره می­باشند. عوامل محافظت کننده شامل داشتن فعالیت فیزیکی منظم، تغذیه سالم، انجام دادن فعالیت‌هایی که شناخت را تقویت می­کنند مانند یادگیری مهارت‌های جدید و متنوع، یادگیری زبان دوم، یادگیری نواختن آلات موسیقی، خواندن کتاب و دیدن فیلم و سپس تفسیر و تعریف آنها برای دیگران یا خود، انجام دادن کارهایی که فرد از آنها لذت میبرد و ... .

آیا برای دمانس درمانی وجود دارد؟

درمان‌های دارویی که در حال حاضر وجود دارند تنها قادر به کاهش سرعت پیشرفت علائم بالینی بیمار هستند و می­توانند تا حدودی علائم شناختی را بهبود بخشند؛ ولیکن قادر به جلوگیری از تخریب سلولهای مغزی، برگرداندن وضعیت سلولهای مغزی به حالت قبل و درمان کامل بیماری نیستند.

اما نکته بسیار مهمی که در مورد درمان این بیماری‌ها وجود دارد این است که درمانهای غیر دارویی  وجود دارد که می­توانند سرعت پیشرفت بیماری را کند کنند یا شروع آن را به تاخیر بیاندازند. مهمترین آنها لایف استایل مناسب و تغذیه سالم می­باشد، مانند ورزش کردن به طور منظم، ترک کردن سیگار، در اجتماع و فعالیت‌های اجتماعی شرکت کردن، انجام فعالیت‌های سرگرم‌­کننده و مورد علاقه، کنترل منظم بیماری‌های زمینه­‌ای مانند فشار خون، دیابت و چربی خون، شاخص توده بدنی را در محدوده نرمال نگه داشتن، خوردن کافی ویتامین‌ها و ... .